به نام یگانه حامی پرستو های بی آشیانه
  
 
 
اسفند 1385
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 10 بهمن ماه سال 1385

چند روزه که بد جوری دلم گرفته. نمی دونم باید چی کار کنم. نمی دونم چرا یکدفعه اینجوری شد.همه چی خوب بود ها... همه چی...از هر لحاظ که فکرشو بکنی تو بهترین اوضاع به سر می بردم.

فقط یه مشکل داشتم که اونم توی این همه خوشبختی گم بود.اما یه دفعه همه چی خراب شد. بهترین دوستم و که الان چند وقتیه ندیدمش . با مامان و بابام هم که این چند وقت سر یه سری چیز های الکی اینقدر بحث کردم که دیگه خودم دارم کلافه می شم( طفلکی مامان و بابام همه ی نا راحتی هامو سر اونا خالی می کنم.). درس هامم که هیچی ...سال گذشته معدلم شده بود     ۷۰/۱۹ داشتم دق می کردم امسال اگه بالای 18 بشم بازم کلی ذوق می کنم.

جریان این بنده خدا هم که قوز بالا قوز شده.فکر کنم تا حالا هیچی در موردش نگفتم از الان به بعد هم نمی گم. چون اصلا حوصله تعریف کردن اون همه ماجرا رو ندارم.(اونا هایی که جریانو می دونن (س) و می گم.)به هر حال این چند روز اینقده فکرم و به خودش مشغول کرده که دیگه دارم دیوونه می شم .واسه همینه که گفتم به دعای همتون احتیاج دارم.

قربون همتون برم دوستون دارم خیلی زیاد ممنون از همه اونایی که به من لطف دارن و بهم سر می زنن. ودر آخر این روز ها فراموشم نکنید.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 5104


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
دختری هستم تنها قلبی دارم از جنس بلور عاشقم عاشق او که هنوز باورم نکرده اینجا هستم تا بنویسم تا بگویم از خود تا بگویم با شما و بگریم با شما. اینجا هستم تا به او ثابت کنم دوستش دارم. پس با صدای بلند فریاد می زنم دوستت دارم ... دوستت دارم... دوستت دارم..........................  

شناسنامه کامل من...